به گزارش "ورزش سه"، پرسپولیس در تاریخ حیات حدود نیم قرنی خود ستاره های بزرگی در ترکیب داشته و هر کدام نقشی در رقم خوردن این سال های تلخ و شیرین برای هواداران این تیم داشته اند. پرسپولیس در 50 سال اخیر جایگاه اجتماعی ویژه ای در بین علاقمندان به فوتبال داشته و در کنار رقیب سنتی خود مهم ترین خاطرات تاریخ فوتبال ایران را رقم زده است.

 

همانند همه باشگاه های مشهور در سراسر جهان، ستاره های بزرگ نقش مهمی در شکل گیری و تبدیل شدن آن مجموعه به تیم های امروزی داشته و به همین علت نقش مهمی در کتاب تاریخچه باشگاه دارند. بی تردید یکی از مهم ترین نام های تاریخ پرسپولیس "همایون بهزادی"، فوق ستاره بزرگ فوتبال ایران در دهه 40 و 50 بوده است.

 

چهره ای فتوژنیک و سینمایی؛ همایون بهزادی بارها پیشنهاد بازی در سینما را رد کرده و تاکید داشت فقط در فوتبال و گلزنی تخصص دارد.

 

می خواهیم از همایون بهزادی بنویسیم؛ بی تردید بنیانگذار و نقش اول تاسیس باشگاه پرسپولیس و ستاره ای تحصیل کرده که اینقدر به درس و کتاب اهمیت داد که برای امتحانات خود شانس بازی در تیم ملی ایران را از دست داده و سه سال دیرتر ملی پوش شد.

 

در واقع اگر می گوییم اگر بهزادی نبود پرسپولیس وجود نداشت، بدین معناست که نقش این ستاره سرزن در شکل گیری باشگاه محسوس بوده است. مدیران چون دکتر اکرامی، دکتر برومند و علی عبده تصمیم به تاسیس این باشگاه گرفتند، اما حضور بهزادی به یکپارچگی و انتقال محبوبیت از شاهین به پرسپولیس کمک فراوانی کرد.

 

در واقع هواداران فوتبال در آن مقطع شناخت چندانی از زیر و بم های مدیریتی و افراد در راس باشگاه نداشته و علاقمند به ستاره های بزرگ شاهین بودند. همایون بهزادی از حیث محبوبیت در صدر قرار داشت و حضور او نقش مهمی در شکل گیری پرسپولیس کنونی ایفا کرد.

 

برای شناخت بیشتر نسبت به همایون بهزادی، ورای اطلاعات اندک و ناقص در اینترنت، به سراغ مجید وارث، گزارشگر و کارشناس فوتبال در سال های گذشته و البته سیاوش پهلوان، تاریخ‌نگار حوزه پرسپولیس رفته و با آنها همکلام شدیم. وارث البته همچنان در این عرصه فعالیت دارد و آرشیو زنده فوتبال دهه 40 و 50 فوتبال ایران به شمار می آید. مجید وارث علاوه بر فعالیت جدی در عرصه رسانه، با مرحوم همایون بهزادی در مدرسه عالی زبان و ادبیات خارجی در واقع هم مدرسه ای بوده و شناخت بیشتری نسبت به این ستاره فراموش شده فوتبال ایران دارد.

 

 

ستاره دربی های پایتخت با سابقه چهار بار گلزنی و البته هت تریک در دربی 52؛ تقابل با ناصر حجازی، اکبر کارگرچم و عزت جانملکی

 

او توصیف از همایون بهزادی را اینگونه آغاز می کند؛ فوق ستاره ای با مختصات اخلاقی و فنی خاص، تحصیل‌کرده، بی آزار و مهربان، وطن پرست، خوش تیپ و مردم دار و البته به شدت رئیس مسلک. چهره ای که برای اسطوره بودن همه چیز داشت.

 

به کمی قبل تر از تاسیس باشگاه پرسپولیس رجوع کنیم. اگر امروز دربی فوتبال ایران بین دو تیم استقلال و پرسپولیس برگزار می شود، در دهه 40 دو تیم شاهین و دارایی دارای بیشترین هوادار بوده و تقابل های جذابی با یکدیگر داشتند. هنگام انحلال این دو باشگاه اما سرنوشت متفاوتی برای هر کدام از آنها رقم می خورد.

 

 

گلزن، خوش‌تیپ، تحصیل‌کرده ... همایون بهزادی تمام فاکتورهای لازم برای تبدیل شدن به محبوب ترین بازیکن وقت فوتبال ایران را داشت.

 

همایون بهزادی در صعود ایران به المپیک 1964 توکیو نقش مهمی ایفا کرد، اما او و دیگر ستاره های تیم شاهین به زعم خودشان معتقدند بودند در حق آنها در فوتبال ایران ظلم می شود و به همین دلیل تمایلی به شرکت در المپیک نشان ندادند. یک سال محرومیت حکمی بود که برای بهزادی و دیگران در نظر گرفته شدند، اما آنها در سال 1344 و با وساطت غلامرضا تختی دوباره لباس تیم ملی را به تن کردند.

 

همایون بهزادی، مهم ترین ستاره فوتبال ایران در دهه 40 نقشی فراتر از مهاجم گلزن در رختکن شاهین داشت و بازیکنان همگی از او حساب می بردند. پس به فرمان او بود که همه ستاره های شاهین راهی پرسپولیس شده (به جز سال 48 و بازی برای پیکان) و در واقع فعالیت رسمی این تیم را کلید می زنند. شاید نبود بازیکنی مانند همایون بهزادی در دارایی باعث پراکندگی مهاجرت ستاره های این تیم شد و گروهی به عقاب رفتند و برخی به تاج و ...

 

 

سه فوق ستاره در یک قاب؛ همایون بهزادی در کنار صفر ایرانپاک (بهترین گلزن تاریخ دربی با هفت گل) و حسینعلی کلانی، یار غار سال های دور و نزدیک.

 

موفقیت های پی در پی پرسپولیس در عرصه داخلی باعث شد محبوبیت همایون بهزادی و دیگر ستاره های این تیم دو چندان شود. اما مصدومیت شدید و بالا رفتن سن باعث شد این سرزن بی رقیب فوتبال ایران در 16 شهریور 52 تصمیم به خداحافظی از فوتبال بگیرد. پرسپولیس آن روز با شش گل رقیب دیرینه خود را مغلوب کرده و بهترین پیروزی تاریخ خود برابر تارج را رقم زد.

 

همایون بهزادی که در آن مسابقه هت تریک کرده و مهم ترین نقش را در این نتیجه تاریخی ایفا کرده، در پایان مسابقه تصمیم به خداحافظی از فوتبال می گیرد و حتی دور افتخار زده و با هواداران نیز وداع می کند. اما اصرار فراوان طرفداران پرسپولیس او را از این تصمیم منصرف کرده و باعث می شود بهزادی یکی دو سال دیگر هم به بازی کردن ادامه دهد. در نهایت و در ۲۶ آبان ۱۳۵۴ پرسپولیس مقابل نفتانیک باکو به میدان رفته و مراسم خداحافظی همایون بهزادی با فوتبال برگزار می شود.

 

در واقع همایون بهزادی در آن مقطع به نوعی همه کاره پرسپولیس نیز بوده و حتی پیش از آن دربی 0-6 نیز تمام مدت او تیم را تمرین می داده است. آلن راجرز، سرمربی وقت پرسپولیس تنها شب مسابقه به ایران سفر کرده و حتی ارنج را هم از همایون گرفته بود.

 

 

 

کوچ یک ساله به پیکان در کنار دیگر ستاره های بزرگ فوتبال ایران؛ مهاجرتی که کوتاه مدت و همایون بهزادی و دیگران سال 49 راهی پرسپولیس شدند.

 

او در سال 1353 به صورت رسمی هدایت پرسپولیس را به عهده گرفته و دست به جوان‌گرایی در ترکیب این تیم می زند؛ حذف تدریجی بازیکنانی چون جای حسین کلانی، جعفر کاشانی، بیوک وطنخواه و ... استفاده از محمدرضا زادمهر، محمد دادکان، بیژن ذوالفقارنسب و ... در ترکیب ثابت. بالاخره در دربی سال 54 موعد استعفای او و دوری همیشگی از فوتبال فرا می رسد. بهزادی در آن زمان بعد از شکست مقابل تاج مدعی شد اطلاعات موثقی از دوپینگ چند بازیکن حریف دارد اما به اعتراض او توجهی نمی‌شود و کسب نتایج نه چندان خوب جدایی او را رقم می‌زند.

 

مجید وارث تاکید فراوانی به روحیه "ریاست محور" بهزادی در رختکن پرسپولیس و تیم ملی داشت. بهزادی تنها شخصی بوده که جرات سرشاخ شدن با تیمسار خسروانی و درگیری لفظی چشم در چشم با او را داشته و این درگیریها از سرگرمیهای جوانان فوتبالدوست آن دوره است.

 

اما داستان خداحافظی از تیم ملی؛ بازوبند کاپیتانی در واقع اصلی ترین دلیل رفتن همایون بهزادی برای همیشه از رختکن تیم ملی ایران بوده است. کادر فنی وقت تصمیم می گیرد بازوبند را از او گرفته و تحویل پرویز قلیچ خانی بدهد. این تصمیم به مذاق همایون بهزادی خوش نیامده و او برای همیشه با تیم ملی وداع می کند.

 

 

تصویری از تقابل همایون بهزادی و ناصر حجازی؛ البته بر خلاف تصور بسیاری این تصویر مربوط به دربی سال 52 نیست.

 

اما شاید مهم ترین سوال هواداران فوتبال ایران نحوه و دلایل جدا ماندن همایون بهزادی از فوتبال بعد از انقلاب بوده است. مجید وارث اصرار دارد که این موضوع دلایل فراوانی داشته و نمی توان تنها از یک زاویه به ماجرا نگاه کرد.

 

بی تردید مهم ترین دلیل کنار گذاشته شدن همایون بهزادی از فوتبال، رد شدن نام او به عنوان کارمند سازمان اطلاعات پیش از انقلاب بوده است. اما حقیقت چه بوده است؟ در فوتبالی که هنوز حرفه ای نشده بود، هر یک از بازیکنان برای امرار معاش و البته استفاده از بیمه در باقی عمر، استخدام یک ارگان دولتی شدند و نام همایون بهزادی و چند نفر دیگر به عنوان کارمند اداره ساواک رد شده است.جالب اینجاست او بعد از خداحافظی از فوتبال و بعد از مدت کوتاهی تغییر شغل داده وبه استخدام شرکت گاز در می آید.

 

اما در فضای خاص اوایل انقلاب به یکباره به جرم ساواکی بودن او به مدت پنج ماه بازداشت می شود. علی، فرزند همایون چندی قبل عنوان کرد حتی پدرش فاصله ای تا جوخه اعدام نداشته، اما در نهایت آزاد و البته به حاشیه رانده شده است.

 

 

روزگاری که شرایط دربی با سال های اخیر متفاوت بود، بوسه بر سر علی جباری، ستاره و سلطان استقلالی ها در روزهای قبل از انقلاب.

 

مجید وارث می‌گوید اگرچه ستاره های دیگری در دنیای فوتبال و حتی سینما موقعیتی پررنگ تر از این دو نفر داشتند، اما در حقیقت همایون بهزادی و محمد علی فردین با توجه به محبویت فراوان شان از صحنه حذف شده و به انزوا کشیده می شوند.

 

دراین روزهای تلخ  تنها و تنها کاظم رحیمی ادای دین کرده و رسم دوستی را برای او به جای آورد. او به سبب دوستی با سید احمد خمینی، برای رفع اتهامات به همایون بهزادی تلاش کرده و در نهایت در نجات این بازیکن محبوب نقش آفرینی کرده است.

 

به زعم مجید وارث، همایون بهزادی مانند هر انسانی در زندگی شخصی و ورزشی خود اشتباهاتی هم داشت، اما مانند این فوق ستاره بزرگ دیگر در تاریخ فوتبال ایران پیدا نمی شود. هیچ کس در فوتبال ایران بالاتر از همایون بهزادی نبوده و شاید به اندازه ای که باید به این ستاره بزرگ پرداخته نشده است.

 

 

پروازهای بلند و ضربات سر محکم همایون بهزادی مهم ترین خاطره از این فوق ستاره در دل هواداران فوتبال پیش از انقلاب است.

 

حذف تصویر همایون بهزادی از تابلوی تعبیه شده در دفتر مدیریت باشگاه پرسپولیس چیزی جز بی سلیقگی و ناآشنایی با فلسفه و مسببان پیدایش این باشگاه نیست، وگرنه نام همایون بهزادی در صدر ستاره های تاریخ این باشگاه محبوب نقش بسته است.

 

بی انصافی و اتهام های عجیب باعث شد همایون بهزادی بقدری با فوتبال فاصله بگیرد که حتی شاید برخی هواداران جوان پرسپولیس او را به خوب نشناسند، اما نام این فوق ستاره در تالار مشاهیر فوتبال آسیا و در مقر ای اف سی ثبت شده و با توجه به افتخارات بد نبود خیابانی در تهران به نام همایون بهزادی مزین می‌شد.

 

بسیاری از هواداران پرسپولیس همایون بهزادی را معمار یا مهم ترین ستاره این باشگاه می دانند، اما مجید وارث در پایان گپ و گفت یک ساعته از ما خواست این لقب را به همایون بهزادی بدهیم؛ دلیل وجود و حیات باشگاه پرسپولیس.

 

آریا فاطمی مقدم


موضوعات مرتبط: پرسپولیس ، مشاهیر

تاريخ : چهارشنبه پانزدهم دی ۱۴۰۰ | 21:41 | نویسنده : نازنین |

به گزارش "ورزش سه"، جذبه، ابهت، محبوبیت، بلد بودن قواعد و البته هوش بی بدیل در وسط زمین و در ادامه روی نیمکت؛ این تعاریفی از علی پروین، ستاره و مرد اول فوتبال ایران برای سه دهه هستند.

 

جز یک دهه اخیر شاید صفحه ای در دفتر فوتبال ایران و تاریخ باشگاه پرسپولیس نباشد که نامی از علی پروین در آن دیده نشود. سلطان محبوب پرسپولیسی ها در دهه 50، 60 و 70، نقش مهمی برای دوام آوردن این باشگاه در تاریخ ایفا کرده و اسمش مترادف با نام پرسپولیس است؛ شاید جمله ای کلیشه ای باشد، اما علی پروین، شناسنامه این باشگاه امروز 75 ساله شده است.

 

 

 

 

 

هافبک خلاق و طراح دهه 50 یه یکباره و در بحبوحه اتفاقات اوایل انقلاب، تبدیل به مرد اول پرسپولیس شده و به قول خودش این باشگاه را در صندوق عقب ماشین خود اداره کرد. روزهای تلخ و شیرین زیادی را دید و زیرکانه بلد بود چگونه سال ها نام خودش را در صدر نگه دارد.

 

ستاره بااستعداد فوتبال ایران در رده ملی و باشگاهی به اغلب افتخارات ممکن دست یافت. سبک و ادبیات خاص خودش را در مربیگری داشت و به قول خودش پیشنهاد 500 هزار دلاری کریستال پالاس را رد کرد، چون علاقه ای به غربت نشینی نداشت.

 

فقط کیفیت فنی اولویت علی پروین برای قرار گرفتن در ترکیب ثابت نبود و در واقع بازیکن باید به دل سلطان می نشست. منظورم این است که مثلا ممکن بود کوروش برمک، علی باغمیشه دو آقای گل اواسط دهه 70 در کنار بهنام سراج هر سه روی نیمکت مشغول تماشای قرار گرفتن پایان رافت در ترکیب ثابت باشند. یا با همین تئوری وحید قلیچ پرسابقه ترین دروازه بان اتریخ پرسپولیس لقب بگیرد.

 

چشمانش موقع عصبانیت کاسه خون می شد و کسی جرات چشم در چشم شدن با سلطان را نداشت. مثلا یک بار هواداران پرسپولیس در حال تشویق بهروز رهبری فرد نیمکت نشین بودند که این کار به مذاق علی پروین خوش نیامد؛ پس وسط بازی بلند شده، به سمت جایگاه شماره یک پشت نیمکت خود رفته و دست به کمر و چپ چپ برای لحظاتی به هواداران نگاه کرد؛ باور کنید اغراق نمی کنم اما دیگر صدا از دیوار هم درنیامد.

 

استاد پرورش دادن ستاره بود؛ در دهه 60 با هنرنمایی فوق ستاره هایی چون فرشاد پیوس، ناصر محمدخانی، مجتبی محرمی، حمید درخشان و .... به تمامی افتخارات ممکن دست یافته و پرسپولیسی بی نظیر و فراموش نشدنی برای هواداران ساخت.

 

اما قواعد بازی را خوب بلد بود؛ به سرعت خود را با شرایط جامعه تطبیق داده و بعد از انقلاب کم کم تبدیل به نفر اول پرسپولیس شد. اینقدر محبوب بود که برکنار شدنش مصادف شد با آتش بازی در استادیوم آزادی. اما دفعه دوم و بعد از ناکامی در تیم ملی به یکباره و برای چند سال از فوتبال محو شد.

 

 

مرد شماره یک هواداران بود؛ وقتی سال 77 وقتی بعد از پنج سال هدایت پرسپولیس را به عهده گرفت، استادیوم کارگران اندازه یک بازی رسمی تماشاگر به چشم خود دید. کسی جرات سرشاخ شدن با علی پروین را نداشت و اگر هم می شد عاقبت خوبی نداشت. محمد مایلی کهن یک بار در تابستان سال 79 مدعی شد رفاقت با سلطان اتوبان یک طرفه است و به سرعت پاسخ این مصاحبه جنجالی را روی سکوهای آزادی تماشا کرد.

 

محبوبیت کسی بیشتر از خودش را بر نمی تافت. کافی بود نامت از علی پروین بیشتر روی سکوها شنیده شود و این مصادف با پایان کارَت در فوتبال ایران یا حداقل پرسپولیس بود. ستاره های بزرگ و محبوبی چون احمدرضا عابدزاده، علی دایی و مهدی هاشمی نسب خوب می دانند چه می گویم.

 

در 36 سالگی آقای گل فوتبال ایران شد و پوکر می کرد. اولین افتخار فوتبال ایران بعد از انقلاب با هدایت علی پروین در پکن رقم خورد و او طی چند ماه ایران را قهرمان آسیا و پرسپولیس را قهرمان جام در جام کرد. تنها حسرت بزرگ سلطان اما شاید ناکامی در فتح جام باشگاه های آسیا با پرسپولیس بود، افتخاری که بارها تا آستانه آن پیش رفت و در نهایت ناکام ماند.

 

در یک دو دهه اخیر نام چندانی از علی پروین در فوتبال شنیده نشده است. تقلای بی نتیجه برای بازگشت به پرسپولیس حتی دیگر از سر سلطان هم افتاده و خودش هم می داند دیگر امکان حضور روی نیمکت یا در ترکیب هیئت مدیره وجود ندارد.

 

پس شاید در 75 سالگی، علی پروین امروز در حال مرور خاطرات درخشان خود یا تماشای جام های بی شمارش باشد. ستاره تیم ملی ایران در دهه 50، سرمربی موفق پرسپولیس و تیم ملی در دهه 60 و 70 و یکی از مهم ترین نام های تاریخ فوتبال ایران. کلکسیون افتخارات سلطان بی مانند است و البته او میلی به اهدای جام های باشگاه به پرسپولیس نداشته و دلش می خواهد در خانه خودش نگه دارد؛ دلیلش؟ چون علی پروین است.

 

 

 

پرسپولیس سال 65 با هدایت علی پروین و البته درخشش او در میانه میدان؛ سال هایی که هم در مربیگری بی رقیب بود و هم در طراحی حملات.

 

 

ستاره ای که دلباخته مامان نصرت بود؛ علی پروین هنوز هم در صحبت هایش از مادر خود نام برده و از او یاد می کند.

 

 

 

نسل فوق العاده فوتبال ایران در دهه 50؛ علی پروین نقش مهمی در قهرمانی های متوالی تیم ملی در آسیا ایفا می کرد و اوج درخشش او نیز با نواختن آن ایستگاهی فوق العاده برابر کویت رقم خورد.

 

 

تصویری خاص در کنار مرحوم غلامحسن مطلومی، ستاره سرزن استقلال؛ دو ستاره ای که بعد از انقلاب سرنوشت متفاوتی داشتند.

 

 

سبیل هایی که قبل از انقلاب مد شده بود و علی پروین هم حداقل برای مدت کوتاهی از سیل بازیکنان و هنرپیشه هایی با این استایل جانماند.

 

 

سفر به نیوزلند و در تمرین در استادیوم ونت ورث پارک، علی پروین علاقه فراوانی به بازی والیبال داشته و از هر فرصتی برای درخشش روی تور هم استفاده می کرد.

 

 

بازی مرحله مقدماتی جام جهانی بین ایران و کره جنوبی در تاریخ 13 نوامبر 1977 و علی پروین با همان استایل خاص خود وسط زمین.

 

 

16 اگوست 1973؛ سفر علی پروین به همراه کاروان تیم ملی به استرالیا و البته تیم پرستاره ای که موفق به راهیابی به جام جهانی نشد.

 

 

تا 40 سالگی بازی کرد و انصافا هم در ترکیب پرسپولیس رقیب نداشت. خودش خودش را تعویض می کرد و اغلب با ماموریت نجات پرسپولیس به زمین می آمد؛ ماموریتی که اغلب هم موفقیت آمیز رقم می خورد.

 

 

پرسپولیس اوایل انقلاب و بازی در کنار محمد دادکان، محمد پنجعلی و محمد مایلی کهن؛ مثلثی که در اواخر دهه 50 و با حرکت انتحاری خود، نقش مهمی در جدایی محراب شاهرخی در سرمربی شدن سلطان ایفا کردند.

 

 

حضور روی نیمکت فلزی و خاص پرسپولیس در دهه 60؛ علی پروین یک تنه باشگاه داری کرده و سال به سال هم فصل درو کردن جام فرا می رسید.

 

 

مراسم انتخاب بهترین های ایران و حضور در کنار صفر ایرانپاک و حسین کلانی؛ علی پروین از همان اول راه نشستن روی تاج و تخت سریع تر از دیگران را بلد بود.

 

 

اولین قهرمانی ایران پس از انقلاب و بعد از روزهای تلخ جنگ؛ علی پروین به خوبی راه مدیریت ستاره های آن نسل فوتبال ایران را بلد بود.

 

 

مثل یک سلطان راه خود را از وسط زمین به سمت  نیمکت می گرفت و با نهایت جذبه، هر چند ثانیه یک بار هم دستی برای تشکر بابت آن تشویق های کرکننده تکان می داد.

 

آریا فاطمی مقدم


موضوعات مرتبط: پرسپولیس ، مشاهیر

تاريخ : شنبه سوم مهر ۱۴۰۰ | 13:13 | نویسنده : نازنین |

رترین‌ها: باورکردنی نیست، حرفی نمانده، حرفی نداریم.

مهرداد میناوند بازیکن پیشین تیم فوتبال پرسپولیس و تیم ملی فوتبال ایران به دلیل ابتلاء به کرونا در سن ۴۵ سالگی درگذشت.

وی که سابقه بازی در تیم‌های مختلف از جمله پرسپولیس، اشتورم گراتس اتریش، الشباب امارات و سپاهان اصفهان را از داشت از حدود ۱۰ روز پیش به کرونا مبتلا شد و با وجود تلاشی که پزشکان انجام دادند نتوانستند وی را به زندگی برگردانند.

تصاویری خاطره‌انگیز از مهرداد میناوند را مشاهده می‌کنید:

روحت شاد چپ‌پای خوب پرسپولیس.

خداحافظ رفیق

خداحافظ رفیق

خداحافظ رفیق

خداحافظ رفیق

خداحافظ رفیق

خداحافظ رفیق

خداحافظ رفیق

خداحافظ رفیق

خداحافظ رفیق

خداحافظ رفیق

خداحافظ رفیق

خداحافظ رفیق

خداحافظ رفیق

خداحافظ رفیق

خداحافظ رفیق

خداحافظ رفیق

خداحافظ رفیق

خداحافظ رفیق

خداحافظ رفیق

خداحافظ رفیق

خداحافظ رفیق

خداحافظ رفیق

خداحافظ رفیق


موضوعات مرتبط: عکس ، مشاهیر

تاريخ : شنبه یازدهم بهمن ۱۳۹۹ | 10:19 | نویسنده : نازنین |

به گزارش "ورزش سه"، در آستانه آغاز فصل رقابت های سری آ، حواشی پرونده اتهام تجاوز کریستیانو رونالدو به کاترین مایورگا در تابستان سال 2009 در ایالت متحده هنوز تمام نشده و گرچه مدتی قبل دادگاه اعلام کرد به دلیل عدم وجود شواهد کافی این پرونده مختوم اعلام شده، اما هر از چندگاهی جزئیات جدیدی در این خصوص منتشر می شود.

چند هفته قبل اعلام شد که درخواست کریستیانو رونالدو از دادگاه برای مسکوت ماندن ماجرا و فاش نشدن ابعاد این پرونده رد شده و امروز CNN موارد جدیدی از این پرونده جنجالی را افشا کرده است؛ آنچه رونالدو علاقه ای به فاش شدن آن نداشت.

 

 

اخیرا رونالدو حتی حاضر شده بود مبلغ 165 هزار پوند برای مخفی ماندن جزییات این پرونده یا حداقل عدم انتشار آن پرداخت کند و اگرچه جزئیات چنین پرونده هایی  منتشر نمی شود، اما خود کاترین مایورگا پارسال در این مورد رضایت داده و به همین دلیل نکات قابل توجهی در مورد این پرونده فاش شده است.

 

برای اولین بار اسناد مبنی بر پرداخت رقم 375 هزار دلار به کاترین مایورگا از سوی کریستیانو رونالدو، ستاره پرتغالی در مورد پرونده اتهام تجاوز در سال 2009 در لاس وگاس فاش شده و در واقع وکلای رونالدو پرداخت این رقم را رسما پذیرفته اند.

 

کاترین مایورگا ادعا کرده که رونالدو پس از تجاوز جنسی، 375 هزار دلار بر اساس توافق نامه ای محرمانه به وی پرداخت کرد اما وی بعدها تصمیم گرفت بر اساس همین توافق از رونالدو شکایت کند.

 

اما وکلای  رونالدو اصرار دارند که رابطه دو طرفه بوده و تجاوزی صورت نگرفته و تیم حقوقی رونالدو مدعی شد که وی 375 هزار دلار را تنها برای برای محرمانه بودن دلایل اختلاف طرفین پرداخت کرده است.

 

دادخواست مایورگا که اخیرا از سوی دادگاه رد شده بود موید  آن است که وکلای رونالدو در آن مقطع از وضعیت عاطفی شکننده او برای اجبار وی در امضای این توافقنامه استفاده کرده اند.

 

در این توافقنامه ذکر شده که رونالدو به هیچ وجه آسیب زدن به کاترین مایورگا را قبول نداشته و مبلغ پرداخت شده تنها برای محرمانه ماندن ماجرا داده شده است. در ابتدا کاترین مایورگا به خاطر  ترس از تحقیر عمومی از بردن نام به پلیس خودداری کرد. اما چند هفته بعد نیروهای پلیس به وی اعلام کردند در صورت عدم اثبات، خود وی نیز با مشکل مواجه خواهد شد زیرا اقدامات وی به منزله تلاش برای اخاذی است.

 

 

در دادخواست کاترین آمده است: "آسیب روانی از تجاوز جنسی، ترس از تحقیر عمومی و تلافی جویی و تکرار آن رفتار توسط پلیس و گروه پزشکی باعث شده شاکی وحشت زده شده و نتواند از خود دفاع کند."

 

تیم حقوقی رونالدو با علم به اینکه کاترین یک فرد آسیب پذیر است، او را تهدید کردند که با توجه به  رضایت به رابطه جنسی و سپس ادعای دروغین، می توانند از او به جرم تلاش برای اخاذی شکایت کنند.

 

به هر حال هر چه بود کاترین مایورگا نتوانست دلایلی کافی برای محکوم کردن رونالدو پیدا کند و این پرونده نیز همانند مورد مشابهی که مدتی قبل در مورد نیمار رخ داده بود بسته شد.


موضوعات مرتبط: مشاهیر ، گزارش و تحلیل

تاريخ : پنجشنبه سی و یکم مرداد ۱۳۹۸ | 0:45 | نویسنده : نازنین |

روزنامه هفت صبح - علی رستگار: حسین هدایتی را همه با پول هایش برای پرسپولیس می شناسند. حداقل 15 سال است که نام او در فوتبال ایران شنیده می شود. خیلی از آدم های متمول به فوتبال ایران آمدند و رفتند اما او مانده. هنوز هم برای پرسپولیس ریخت و پاش می کند و در خانه مجلل اقدسیه با ستاره های پرسپولیس عکس دسته جمعی می گیرد. کنجکاوی در مورد میزان ثروت او از سوژه های مورد علاقه رسانه هاست و انگار خودش هم خیلی ابایی ندارد از این موضوع صحبت کند.

در تمام این سال ها او البته وارد مجادلات سهمگینی هم با فوتبالی ها شده. مورد آخر همین درگیری اش با کارلوس کی روش است. «دلال» لقبی است که او به سرمربی تیم ملی داده و خیلی تندتر از آنچه تصور می کردیم به ادعاهای اخیر کی روش واکنش نشان داده. این شما و این 9 پرده از پیدا و پنهان زندگی مالک مرموز استیل آذین:

9 پرده از زندگی حسین هدایتی و ثروت بی پایانش

1. نام حسین هدایتی از اوایل دهه 80 سر زبان ها افتاد. زمانی که دعوا بین علی پروین و اکبر غمخوار، مدیر عامل وقت پرسپولیس بالا گرفت. تا قبل از آن همیشه سایه علی پروین روی نام پرسپولیس سنگینی می کرد و او به عنوان سرمربی یا مدیر فنی (که به تعبیر خود على پروین یعنی کشک) همیشه در کنار تیم حضور داشت. وقتی غمخوار مدیر عامل پرسپولیس شد و وینگو بگوویچ را سرمربی پرسپولیس کرد، دیگر جایی برای اسطوره چشم آبی قرمزها نبود.

در این مقطع حسین هدایتی وارد گود شد. باشگاه استیل آذین را بنا کرد و پروین شد نماینده تام الاختیار او. تجربه استیل آذین اما موفق نبود و برند هدایتی آنطور که دلش می خواست جا نیفتاد. فاز بعدی حرکت هدایتی برای رسیدن به شهرت بذل و بخشش های او در تیم محبوبش بود تا جایی که رسانه ها به او لقب «عابربانک» دادند. در تمام این سال ها هر زمان مدیران باشگاه پرسپولیس برای جذب بازیکن به مشکل خوردند هدایتی مثل قهرمان های حماسی وارد میدان شده و گره مشکل را باز کرده. به همین دلیل هم کمتر بازیکن قدیم و جدید پرسپولیس را پیدا می کنید که عکس مشترک با او نداشته باشد.

2. در مورد شیوه پولدار شدن حسین هدایتی سه روایت وجود دارد. یک بار در گفتگو با خبرگزاری مهر گفته بود در سال 1358 فعالیت اقتصادی اش را با 13 هزار تومان شروع کرده. «سال 58 دو دستگاه پرس خریدم و گذاشتم در مغازه و واشرها و لولاهای کابینت میزدم. یواش یواش کارم را گسترش دادم و رفتم توی کار تولیدات تزئینات پرده. بعدش 11 هزار متر سوله در شهرک صنعتی علی آباد خریدم.»

روایت دوم این است که اصلا او در یک خانواده متمول به دنیا آمده، پدرش یک کارخانه دار بوده ساکن محله دولاب تهران. روایت سوم برداشتی است از مصاحبه ای از او در سال 93 که تصاویرش با لباس نظامی در دهه 60 منتشر شد و اینک با تکیه بر ارتباطات خوبش و البته هوش و ذکاوتش توانسته ثروت قابل توجهی جمع کند. او توضیح داد که عیدی در پایان سال به مبلغ 25 هزار تومان را برداشته و سکه خریده و چون پول آن نهاد نظامی برکت داشته به سود سرشاری روی سکه ها رسیده. او یکبار هم در گفت و گو با روزنامه خراسان گفته بود از خرید و فروش زمین در خاوران و لواسان پولدار شده.

3. بعضی رسانه ها حسین هدایتی را یکی از 10 ثروتمند اول ایران معرفی می کنند. در مورد میزان ثروت او تخمین دقیقی وجود ندارد خودش یکبار چند سال پیش گفته بود 25 هزار میلیارد تومان ثروت دارد. جای دیگری هم گفته بود 82 هزار میلیارد تومان ثروت اسمی دارد!

4. چرا حسین هدایتی این همه بریز و بپاش برای قرارداد بازیکن ها می کند و پولش را صرف پروژه های زیربنایی نمی کند؟ خودش می گوید من متولی فرهنگ و کارهای زیربنایی کشور نیستم و این کارها از یک نفر بر نمی آید. پولی هم که فارغ از حمایت از بازیکنان پرسپولیس خرج تیمداری کرده از این قرار است: در سال اول حضور استیل آذین در لیگ برتر هشت میلیارد تومان هزینه کرد و در سال دوم که تیم سقوط کرد 15 میلیارد تومان. در دوره ای که مالک ملوان بندر انزلی شد هم هشت میلیارد تومان هزینه کرد که سه میلیارد تومان هم برایش درآمدزایی داشت.

9 پرده از زندگی حسین هدایتی و ثروت بی پایانش

5. حسین هدایتی ادعا می کند علاوه بر ساخت حسینیه و مخارج مذهبی در امور خیریه هم دستی بر آتش دارد. در هفته بین 200 تا 300 مورد تماس از سراسر کشور با او گرفته می شود و مردم از او کمک می خواهند!

6. در مورد زندگی شخصی حسین هدایتی همین قدر می دانیم که دفتر کارش در اقدسیه تهران واقع شده که می گویند 40 میلیارد تومان ارزش دارد. ساعتی که دستش می اندازد حدود 150 هزار دلار قیمت دارد؛ یعنی با دلار 4200 تومانی می شود: 630 میلیون تومان. با خودروهای مختلفی از بنز تا مزدا دیده شده و تصاویر پراکنده ای هم از خانه مجلل او در اقدسیه تهران منتشر شده. حسینیه فاطمه الزهرا (س) متعلق به هدایتی است که در ایام عزاداری میزبان فوتبالیست ها و مداحان مشهور است. در سال 94 خانه پدری حسین هدایتی به مزایده گذاشته شد. در آگهی مساحت این زمین 1125 متر مربع ذکر شده واقع در محله کاشانک تهران.

7. در مورد بدهی های حسین هدایتی حرف و حدیث زیاد است. او در سال 93 اعلام کرد بدهی اش به سیستم بانکی کشور زیر 100 میلیارد تومان است. 10 میلیارد تومان به بانک اقتصاد نوین، 9 میلیارد تومان به بانک ملی و 74 میلیارد تومان به بانک پارسیان. این عین اظهارات خودش است. در آذرماه سال پیش اما محمود صادقی نماینده تهران فهرستی از بدهکاران کلان به بانک سرمایه منتشر کرد که طبق آن حسین هدایتی 1029 میلیارد تومان فقط به بانک سرمایه بدهکار بود.

محمد حسن نژاد، نماینده جلفا در مجلس هم در یک گفتگوی رادیویی این میزان بدهی را تایید کرد. هدایتی در مقابل موضوع را تکذیب کرد و گفت از صادقی شکایت می کند. به این ترتیب مجادله ای بین آنها در گرفت که در نهایت هم مشخص نشد حق با کدام طرف دعوا بود.

8. در سال های اخیر تاکنون چندمرتبه اخبار پراکنده ای از بازداشت و آزادی حسین هدایتی منتشر شده که آخرین آن مربوط به زمستان سال 95 است و او بعد از تحمل چند ماه حبس در مرداد ماه 96 با وثیقه 200 میلیاردی آزاد شد.

9. حسین هدایتی متولد 1342 در تهران است. چهار فرزند دارد که دو نفرشان خارج از کشور هستند. در سال 94 که او متقاضی خرید باشگاه پرسپولیس بود مشخص شد 98 درصد سهام شرکت استیل آذین به نام دختر و پسر 21 و 23 ساله اوست. یکی از معروف ترین مجادلات هدایتی همین چندی پیش رقم خورد با علی اکبر طاهری، مدیرعامل سابق پرسپولیس. نقش هدایتی در ماجرای مهدی طارمی و پولی که به او داده بود تا قراردادش را با تیم ترکیه ای فسخ کند که نکرد و در جیب خودش گذاشت را هم دیگر تکرار نمی کنیم که قصه پر غصه ای برای پرسپولیسی هاست.


موضوعات مرتبط: پرسپولیس ، مشاهیر ، گزارش و تحلیل

تاريخ : جمعه یازدهم خرداد ۱۳۹۷ | 10:9 | نویسنده : نازنین |

 علی دایی، سرمربی سایپا و مصطفی دنیزلی، سرمربی ترکیه‌ای پیشین پرسپولیس در ورزشگاه حضور دارند و بازی را در کنار هم از نزدیک می‌بینند.


موضوعات مرتبط: تیم ملی ، عکس ، مشاهیر

تاريخ : سه شنبه هشتم خرداد ۱۳۹۷ | 6:48 | نویسنده : نازنین |
هفته نامه چلچراغ: ادسون آرانتس دو ناسیمنتو را هیچ کس نمی شناسد و هیچ اطلاعاتی هم درباره او ندارد. پس خیلی هم عجیب نیست که هیچ کس از خبر بیماری یا حتی مرگ او متاثر نشود. ادسون آرانتس دو ناسیمنتو ناشناخته ترین ستاره دنیای فوتبال است که همه چهره او را می شناسند، اما نامش را نمی دانند؛ جالب است چهره اش را می شناسند و نامش را نمی دانند. با کمترین اشاره به موفقیت، دستاوردها، عناوین و افتخارات باشگاهی، ملی و شخصی، فقط و فقط یک نام به ذهن همه فوتبال دوستان و هواداران خطور می کند و آن هم کسی نیست جز پله.
 
درست است، او پله بازیکن افسانه ای تاریخ فوتبال جهان است که کمتر کسی نامش را می داند، چون همه او را با لقبش می شناسند نه با نامش. این روزها پرافتخارترین فوتبالیست تمامی ادوار در بزرگ ترین نبرد زندگی اش، با بیماری دست و پنج نرم می کند و می خواهد این حریف را هم مثل همه رقبایش دریبل کند، به او گل بزند و شکست دهد...
 
پله در رقابت با بزرگ‌ترین حریف زندگی 

نفس هایی که هرگز به شمار نمی افتند

ادسون آرانتس دو ناسیمنتو ملقب به پله، بازیکن سیه چرده و تکنیکی فوتبال برزیل با حضورش در میدان خیال همه را راحت می کرد؛ هم هواداران تیمش و هم هواداران تیم رقیب که با وجود پله به راحتی نتیجه پایان بازی را پیش بینی می کردند! در مسابقاتی که طلای سیاه برزیلی بازی می کرد، همه به فکر لذت بردن از تماشای عشق بازی و طنازی های پله با توپ بودند، گرچه ظاهرش هیچ تناسبی با ناز و عشوه نداشت. راه دلبری کردن از این همه هوادار را خیلی خوب بلد بود؛ همه را شیفته و سرگشته تکنیک ناب و فوتبال اصیل برزیلی می کرد، و فوتبال برزیل هم نه در یک جمله، که در یک کلمه و یک نفر، خلاصه می شد و آن هم کسی نبود جز پله.
 
سیه چرده برزیلی را می توان عصاره فوتبال برزیل نامید که خیلی از ستاره های نسل های بعدی، از او الهام گرفتند. کسی که الهام بخش بسیاری از ستارگان بزرگ فوتبال برزیل و جهان بود و بزرگ ترین رقبایش را از میدان به در کرد و چاره ای جز تسلیم شدن برای آنها نگذاشته بود، گرد پیری و ناتوانی بر چهره خود می بیند و پنجه در پنجه بیماری انداخته است. این بار مروارید سیاه فوتبال در مستطیل سبز نیست که بخواهد برای مردمانی از چندین نسل خاطره سازی کند، بلکه نحیف و ناتوان در بیمارستان بستری شده تا این بار در کارزار زندگی، و نه برای دیگران، که برای خودش خاطره بسازد تا روزهای بیشتری در این دنیا نفس بکشد. پله نیک می داند مادامی که او نفس می کشد، فوتبال برزیل هم نفس خواهدکشید، و نفس کشیدن فوتبال برزیل یعنی این که فوتبال جهان هرگز به نفس نفس نمی افتد.
 
پله در رقابت با بزرگ‌ترین حریف زندگی (اسلایدشو) 

فوتبال؛ زندگانی او و این بازی زیبا

شماره 10 طلایی پوشان برزیل بازیکنی فقط برای نسل خود و حتی کشور و قاره خود نبود، بلکه او برای تمامی ادوار تاریخ و حتی متعلق به دورترین سرزمین هایی بوده و هست که شاید تجمل، تکنولوژی، گرایش به کالای لوکس و مدرنیته راهی به آن جا نداشته باشند، اما فوتبال نقبی می زند به قلب این سرزمین ها که خاک آن ها برای پرورش پله و پله ها حاصلخیز است، گرچه پس از پنج دهه که از دوران بازی پله می گذرد، بسیاری از فوتبالیست های مطرح و سرشناس می خواستند به جایگاه او برسند. خیلی از ستاره های مطرح پس از دوران بازی پله توانستند به جایگاه بالایی برسند، اما هیچ یک پله نبودند و نشدند.
 
ستاره سابق تیم ملی برزیل خالق عبارتی جدید و زیبا در فوتبال شد؛ بازی زیبا توصیف پله از فوتبال است که پس از گذشت چندین دهه، این عبارت همچنان در ادبیات فوتبال جهان به کار برده می شود. پله که علاقه مندان و دوست داران زیادی در سراسر جهان داشته و دارد، پس از درخواست های مکرر تصمیم گرفت تا زندگی نامه خود را به صورت کتاب چاپ کند. این کتاب با نام «زندگانی من و این بازی زیبا» (My life and the Beautiful game) در بیش از 120 کشور جهان ترجمه و چاپ شد و استقبال به شدت زیادی از آن صورت گرفت.
 
 پله در رقابت با بزرگ‌ترین حریف زندگی

مهارت های تکنیکی پله؛ تمام آن چه خوبان همه دارند

برخورداری پله از این همه توانایی و مهارت به راستی جای تعجب دارد؛ پربیراه نیست که اگر در مورد مهاجم برجسته برزیلی گفته شود: آن چه خوبان همه دارند، پله تنها داشت. تماشای بزای های پله بسیار لذت بخش و البته تعجب برانگیز بود. شاید مهم ترین دلیل برای کسب این همه عناوین و افتخارات باشگاهی، ملی و شخصی این بود که به معنای واقعی کلمه، فوتبال در خون پله بود. تکنیک فوق العاده، دریبل زنی، ضربات سر محکم و دقیق با وجود داشتن قامت نه چندان بلند، قابلیت شوت زنی با هر دو پا، سرعت بالا، ارسال پاس های دقیق و هوش و ذکاوت فوق العاده در بازی خوانی حریف از جمله ویژگی های مهم بازی پله بود و همین مسئله هم باعث شد تا به عناوین و موفقیت های واقعا دست نیافتنی در دوران حرفه ای خود برسد.
 
یکی از مربیان باشگاهی پله نقل می کند: خوشبخت ترین مربی دنیا در آن زمان کسی بود که پله را در اختیار داشت؛ برخی باشگاه ها واقعا حاضر بودند در ازای به خدمت گرفتن پله، چهار یا پنج بازیکن طراز اول خود را واگذار کنند. هرگاه از او می پرسیدم کدام پست بازی می کند، جوابش این بود: فرقی ندارد، هر پستی که کمک بیشتری به تیم می کند. چه در باشگاه و چه در تیم ملی، او در همه پست های خط حمله بازی کرد، چون تا پایان دوران فوتبالش، واقعا هیچ کس نفهمید پله ذاتا راست پا است یا چپ پا.

پله برترین بازیکن تاریخ فوتبال

آرژانتین مهم ترین حریف برزیل، ستارگان برجسته بسیار زیادی را به فوتبال جهان معرفی کرد؛ بزرگ ترین آن ها دیه گو مارادونا بود که تنها یک بار موفق به فتح جام جهانی شد. پس از مارادونا همواره کارشناسان و هواداران فوتبال این کشور در پی امیدی واهی (البته تا زمان فعلی) مارادوناهای بعدی را کشف و معرفی می کردند، اما هیچ یک از آن ها نه تنها مارادونا نشدند، بلکه در سطح یک بازیکن بین المللی هم ظاهر نشده و زودتر از آن چه تصور می شد، فراموش شدند. اما داستان فوتبال برزیل کاملا متفاوت از آلبی سلسته بود؛ آن ها فقط یک بازیکن را می شناسند که نه فقط در برزیل که در تاریخ فوتبال جهان برترین است. همه جامعه فوتبال برزیل او را به عنوان بهترین بهترین ها پذیرفته و از این انتخاب هم جانانه دفاع می کنند.
 
پله در رقابت با بزرگ‌ترین حریف زندگی 
 
 
زیکو، مربی و ملی پوش سابق برزیلی، در خصوص مناقشه طولانی و بی نتیجه «پله بهترین بازیکن تاریخ یا مارادونا»، می گوید: حتی مطرح کردن این سوال مسخره و خنده دار است. این سوال فقط یک پاسخ دارد؛ پله. شاید میشل پلاتینی به واسطه ماجراهایی که در دوران پس از فوتبال و در سطح مدیریت یوفا درگیر آن ها شد، فردی موجه و دارای جایگاه اجتماعی شناخته نشود، اما به لحاظ فنی، کاپیتان سابق تیم ملی فرانسه که سه بار عنوان بهترین بازیکن سال جهان را به دست  آورد، از برترین بازیکنان تاریخ فوتبال شناخته می شود. پلاتینی فوتبالیست که خیلی ها او را در سبک بازی، تکرار نشدنی خطاب می کنند، پله را این گونه توصیف می کند: بازی کردن مثل پله یعنی بازی کردن مثل خدا.

چه کسی از این مناقشه سود می برد؟

مناقشه پله یا مارادونا، بیشتر از سوی هواداران و کارشناسان و اهالی فوتبال آرژانتین مطرح می شود تا به نوعی نام اسطوره فوتبال خود را هم‌طراز طلای سیاه برزیل نگه دارند، و البته با بی نتیجه ماندن این بحث و عدم انتخاب رسمی یکی از این دو ستاره بزرگ، بهانه و دستاویزی برای نپذیرفتن پله بر بام بازیکنان تاریخ ساز و ماندگار فوتبال جهان داشته باشند. اما شاید بتوان حرکت مارادونا و اظهارنظرش در مورد پله را نقطه پایانی بر این مناقشه دانست که به طور تلویحی پله را برترین فوتبالیست تمامی ادوار توصیف می کند:
 
دیگر هیچ بازیکنی در فوتبال جهان مانند پله نخواهدآمد. تکرارنشدنی یعنی این که پله دیگر تکرار نمی شود. افسوس از این که ما در دو دوره زمانی مختلف بازی می کردیم و فرصت بازی کردن در زمان پله را نداشتم.

مارادونا که در دوران بازی و پس از آن رابطه چندان خوبی با پله نداشت، مصاحبه های تندی علیه سلطان فوتبال برزیل و جهان داشت. اما سال گذشته در پاریس، در مراسمی به مناسبت صلح جهانی آن ها با یکدیگر آشتی کردند و کایپتان سابق آلبی سلسته حسابی از پله تعریف و تمجید کرد و او را بازیکنی تکرارنشدنی در تاریخ خواند. مارادونا با این اظهار نظر و رفتار فوق العاده احترام آمیز با پله، به نوعی مقبولیت و جایگاه مردمی و فوتبالی خود را تا اندازه ای دوباره به دست آورد؛ البته در این مراسم، مارادونای ماندگار هم به واسطه پله مقبول واقع می شود. به جز بزرگانی که به نام آنها اشاره شد، یوهان کرایوف فقید که از بازیکنان مطرح و برجسته و از مربیان و تئوریسین های تاثیرگذار در تاریخ باشگاه بارسلونا به شمار می رود، جمله فوق العاده زیبا و با معنایی در مورد پله دارد:
 
پله در رقابت با بزرگ‌ترین حریف زندگی 
مارادونا و پله 
 
 
پله تنها بازیکن تاریخ است که توانسته همه مرزهای منطق و استدلال را پشت سر بگذارد. این توصیف از سوی یکی از بزرگان تاریخ فوتبال جهان بیانگر آن است که تکنیک و شیوه بازی، گل زنی و حتی پاس های ارسالی او برای هم تیمی هایش، گاهی به طور حیرت انگیزی زیبا، عجیب و فرای تصور بود. ژوست فونتین فرانسوی، فرانس پوشکاش، دی استفانو و بابی مور برخی از ستارگان بزرگ و برجسته فوتبال جهان هستند که همگی پله را تنها مرد بی بدیل در فوتبال جهان و بهترین بازیکن تمامی دوران ها توصیف کرده اند. بابی چارلتون، اسطوره فوتبال انگلیس، در یکی از برنامه های تلویزیونی در پاسخ به این سوال مجری برنامه که پرسید «پله را چگونه می نویسند؟»، گفت: «خدا!»

این افتخارات متعلق به یک نفر است

شاید این سوال به ذهن خطور کند که مگر پله چه دستاوردی برای فوتبال داشت، یا چه عناوین قهرمانی و موفقیتی کسب کرده که او را تا این اندازه از سایر بازیکنان، حتی ستاره های بزرگ، متمایز می کند. عناوین قهرمانی و رکوردهای عجیب پله بهترین شاهد برای ماورایی بودن استعداد و توانمندی های طلای سیاه هستند و برخی ممکن است از دیدن این فهرست شوکه شوند، اما بعد از آن سخت به پله ایمان خواهندداشت. عجیب که همه این عناوین فقط و فقط به پله تعلق دارد؛ افتخاراتی که حتی برخی از ستاره های بزرگ فوتبال در حسرت به دست آوردنش ماندند:

کسب 3 قهرمانی در جام های جهانی 1958 و 1968 و 1970
کسب عنوان بهترین بازیکن سال جهان
انتخاب به عنوان ورزشکار برتر قرن از سوی کمیته بین المللی المپیک
انتخاب به عنوان یکی از صد چهره برتر و تاثیرگذار قرن بیستم
انتخاب به عنوان یکی از چهره های برتر برای 10 شخصیت برتر ورزشی از سوی جامعه خبرنگاران و رسانه ها
انتخاب در تیم منتخب قرن از سوی فیفا 
بهترین بازیکن قرن از سوی فیفا
 
 پله در رقابت با بزرگ‌ترین حریف زندگی 

این ها بخشی از افتخارات سلطان فوتبال جهان یا همان مروارید سیاه برزیلی است که در 17 سالگی در فینال جام جهانی به میدان رفت و نام خود را به عنوان جوان ترین گل زن در تمامی فینال های تاریخ جام جهانی به ثبت رساند. آمار گل زنی های پله به طرز عجیبی باورنکردنی و فرای تصور است؛ این مهاجم در 1366 بازی خود در دوران فوتبال حرفه ای توانست 1281 بار توپ را به جایی بفرستد تا فریاد شادی میلیون ها هوادارش را بشنود. پله در حالی 1281 گل در زمان بازی به ثمر رساند که برخی از مهاجمان فوتبال جهان در این سال ها با آمار گلزنی کمتر از یک پنجم این تعداد، به عنوان گلزنان قهار شناخته می شوند.
 
در روزهایی که کریستیانو رونالدو و لیونل مسی، با آگاهی از تمامی جزییات آماری و عملکرد خود و رقیب، رقابت شدیدی برای ثبت رکورد هت تریک دارند، در حال حاضر رقابت آن ها روی حدود 50 هت تریک ادامه دارد. و شاید باورنکردنی است که در سال هایی که هیچ بازیکنی از آمارهای خود اطلاع دقیقی نداشت و همه جزییات بازی ها به صورت امروزی منتشر نمی شد، بازیکنی به نام ادسون آرانتس دو ناسیمنتو بازی می کرد که 92 هت تریک در دوران فوتبال حرفه ای به ثبت رساند.
 
حتی مروارید سیاه برزیل در جام جهانی 1958 در حالی که حدود 17 سال و 200 روز بیشتر نداشت، در مرحله نیمه نهایی هت تریک کرد و از آن زمان تاکنون که 59 سال می گذرد، همچنان درخشش او تکرار نشدنی باقی مانده؛ هرچند در مورد رکوردهای ورزشی هرگز نمی توان با قطعیت حرف زد، اما به نظر می رسد پله تا زمانی نامعلوم جوان ترین بازیکنی خواهدبود که در جام جهانی هت تریک کرده است.
 
پله در رقابت با بزرگ‌ترین حریف زندگی 

زندگی تا ابد؛ پله با مرگ نمی میرد

پله جزو آن دسته از چهره ها و ورزشکاران بزرگ و تاثیرگذار در تاریخ فوتبال و ورزش جهان شناخته می شود که متعلق به هیچ زمان و مکانی نیست و از مرزهای زمان عبور کرده است. او تا زمانی که هست، خواهدبود و زمانی هم که مرگ سلطان فوتبال جهان را دریبل کند، باز هم خواهدبود. این را همه هواداران و عاشقان ستاره بی همتای برزیلی سخت باور دارند. آن ها که سال های زیادی از عمر خود را با خاطرات او سپری کردند، آن ها که زندگی شان بر پایه عشقی استوار بود که شاید معشوق از این همه جنون عاشقانش چیزی نمی دانست، زیرا او نمی توانست بازی چشم نواز و دلبران

موضوعات مرتبط: عکس ، مشاهیر

تاريخ : جمعه بیست و هفتم بهمن ۱۳۹۶ | 9:45 | نویسنده : نازنین |
روزنامه هفت صبح - علی رستگار: یکشنبه شب وقتی محمدرضا فروتن عضو هیات داوران جشنواره فیلم فجر اسامی نامزدهای بهترین بازیگران نقش مکمل مرد را اعلام می کرد و به نام پژمان جمشیدی برای بازی در فیلم «سوءتفاهم» رسید، بخشی از جمعیت حاضر در سالن دسته جمعی خندیدند. این واکنش عجیب و غیرمنتظره در سالنی که اکثر آن را اهالی رسانه تشکیل می دادند، بازتاب وسیعی داشت.
 
به خصوص که این اتفاق به طور زنده در حال پخش از شبکه خبر هم بود. بعضی تصور کردند چون پژمان جمشیدی سال ها فوتبالیست بوده و لابد خبرنگاران فرهنگی او را هنوز به عنوان بازیگر سینما نپذیرفتند اینطور رفتار کردند. از همین منظر پرویز پرستویی هم در اینستاگرام یادداشتی نوشت و ضمن دلجویی از پژمان جمشیدی محمدعلی فردین را مثال زد که ابتدا یک ورزشکار بود و بعد بازیگر موفقی شد. اما به نظر می رسد دلیل آن خنده ها به دلیل نوع کاراکترهای کمدی و عامه پسندی باشد که پژمان جمشیدی بازی می کند و نه سابقه فوتبالی او. 
 
پژمان جمشیدی و موج سوءتفاهم‌ها! 

1. پژمان جمشیدی متولد 1356 در تهران است. دوران فوتبالی او از اوایل دهه 70 و باشگاه کشاورز شروع شد. او بعدتر در تیم های دیگری مثل سایپا، پاس، استیل آذین و فولاد هم بازی کرد اما شهرتش بیشتر مدیون حضور در پرسپولیس تهران است. پژمان جمشیدی حرکات سرعتی خوبی لب خط داشت اما در دفاع راست بازی می کرد که به طور سنتی فوتبال ایران دست پُری در این پست دارد. بنابراین پژمان جمشیدی خیلی شانس زیادی برای بازی در تیم ملی بزرگسالان نداشت. او البته در مقطعی به تیم ملی دعوت شد و یک گل ملی هم مقابل گرجستان زد که در سریال کمدی پژمان با همین ماجرا حسابی شوخی کردند.


2. فوتبالیست سابق و بازیگر فعلی بعد از خداحافظی با فوتبال ممکن بود به عنوان مهندس عمران به فعالیتش ادامه دهد البته اگر مدرک مهندسی اش را می گرفت. پژمان جمشیدی در سال 74 وارد رشته مهندسی عمران می شود اما خودش می گوید چون درگیر اردوهای تیم ملی بوده نتوانسته درسش را ادامه دهد. او در دوران بازنشستگی مربیگری فوتبال را هم امتحان کرد. او مدرک مربیگری B آسیا را گرفت و در تیم های پایه مربیگری کرد که خیلی ادامه دار نشد.
 
پژمان جمشیدی و موج سوءتفاهم‌ها! 

3. پژمان جمشیدی خودش می گوید اتفاقی وارد سینما شده. یعنی پیمان قاسمخانی در سال 1390 ایده یک سریال فوتبالی را به صدا و سیما داده که مسئولان تلویزیون خواستند یک فوتبالیست در آن نقش اصلی را بازی کند که قاسمخانی پژمان جمشیدی را انتخاب می کند. این پیشنهاد البته به واسطه آشنایی قبلی پژمان جمشیدی با برادران قاسمخانی بوده که هم خیلی فوتبالی اند و هم پرسپولیسی. پژمان جمشیدی در سال های آخر فوتبالی اش مراوده زیادی با هنرمندان پیدا کرده بود. در اکران خصوصی فیلم های مختلف حاضر می شد و در سریال ساختمان پزشکان سروش صحت هم به عنوان بازیگر میهمان در یک قسمت بازی کرد.
 
4. سریال پژمان نقطه شروع حرفه ای دوران بازیگری پژمان جمشیدی در سینما و تلویزیون بود. پژمان جمشیدی در این سریال کمدی نقش خودش را بازی می کرد. فوتبالیستی که به دوران بازنشستگی رسیده و مشخص بود خیلی از ایده های سریال برگرفته از زندگی واقعی خود اوست. او در سریال های دیگری مثل سال های ابری، دیوار به دیوار و نفس هم بازی کرد. تعداد تئاترهایی که او بازی کرده از مجموعه سریال های و فیلم های سینمایی اش هم بیشتر است و آخرین حضور او روی صحنه مربوط به تئاتری به نام «آن سوی آینه» است به کارگردانی علی سرابی.

5. آتش بس 2 در سال 1393 دروازه ورود پژمان جمشیدی به دنیای سینما بود و کمدی 50 کیلو آلبالوی مانی حقیقی مقصد بعدی. «خوب، بد، جلف» به کارگردانی پیمان قاسمخانی دنباله سریال پژمان نبود اما دقیقا از همان فرمول استفاده کرده بود و بازیگران اصلی اش پژمان جمشیدی و سام درخشانی بودند. نام او بعدتر در گروه بازیگران فیلم های سینمایی آذر، من دیوانه نیستم، لونه زنبور و تگزاس هم دیده شد. «سوءتفاهم» به کارگردانی احمدرضا معتمدی آخرین فیلمی است که او بازی کرده و در جشنواره فیلم فجر امسال حاضر بود.
 
پژمان جمشیدی و موج سوءتفاهم‌ها! 

6. پژمان جمشیدی حالا برای فیلم سوءتفاهم کاندیدای جایزه بهترین نقش مکمل مرد شده. او در واکنش به حاشیه های پیش آمده در اینستاگرام نوشته: «4 سال فحش. 4 سال تهمت. 4 سال فشار. 4 سال صبر. 4 سال تلاش و حالا من کاندید بهترین بازیگری سینمای ایران. چقدر جای مادرم خالیست. آفریدگار شکر. تبریک به همه کاندیداها. افتخار می کنم به حضور کنارشون.»

7. اولین واکنش در حمایت از پژمان جمشیدی از سوی پرویز پرستویی بود که نامزد شدنش در جشنواره را تبریک گفت و از او خواست صدای خنده ها مایوسش نکند. بعد هنرمندان دیگری هم در اینستاگرام پُست هایی در حمایت از پژمان جمشیدی به اشتراک گذاشتند. نوید محمدزاده کاندیدا شدن او را تبریک گفته، ویشکا آسایش او را بازیگری با استعداد و سختکوش توصیف کرده، مهراب قاسمخانی متن دوستانه ای در ستایش از او نوشته، محسن کیایی از کاندیدا شدن پژمان جمشیدی ابراز خوشحالی کرده و امیر آقایی هم برای او آرزوی موفقیت کرده است. محسن مسلمان بازیکن پرسپولیس خطاب به جمشیدی نوشته: «سلطان تبریک می گم. وقتی کمال تبریزی، رسول صدر عاملی، محمدرضا فروتن و... می گن شما کاندیدی حرف بقیه مهم نیست.» احتمالا این واکنش ها در حمایت از بازیگر فیلم سوءتفاهم در صفحات هنرمندان و ورزشکاران ادامه داشته باشد.
 
 پژمان جمشیدی و موج سوءتفاهم‌ها! 

دیدگاه کاربران شبکه های اجتماعی

علی عالی: چرا می خندید؟ چرا مسخره می کنید؟ چرا خشم دارید؟ چرا راه را برای پیشرفت دیگران می بندیم؟ چرا انگیزه، تلاش، صبر، تمرین و ممارست را در دیگران می کُشیم؟ چرا به جای کمک، مسخره می کنیم همیشه.

جانان: به خدا که پژمان جمشیدی بهتر از محمدرضا گلزار بازی می کنه.

سانتیاگو: پژمان جمشیدی که هیچی، لئوناردو داوینچیم هم دانشمند بود هم نقاش، هم مجسمه ساز، هم معمار، هم موسیقی دان، هم ریاضی دان، مهم مهندس، مخترع، آناتومیست، زمین شناس، نقشه کش، گیاه شناس، نویسنده و غیره و تو هر کدومم خوب بود و هیچکدومم خنده نداشت، خنده دار تویی که مغزت تک بعدی ساخته شده.
 
آناستازیا: مشکلتون با پژمان جمشیدی چیه؟ براتون قابل باور نیست یکی تو چند زمینه استعداد داشته باشه؟
 
روباه نارنجی: اونایی که وقتی شنیدن پژمان جمشیدی کاندیدای نقش مکمل شده خندیدن، همونایی هستن که تو صف طولانی واسه دیدن سلام بمبئی و اخراجی ها وایسادن.

آقای مخالف: اینکه پژمان جمشیدی در اندازه نامزدی برای سیمرغ هست یا نه یه بحثه، ولی اینکه شما هنگام اعلام اسمش هرهر می خندی قطعا شعور کم خودت رو نمایش میدی.
 

موضوعات مرتبط: عکس ، مشاهیر

تاريخ : دوشنبه بیست و سوم بهمن ۱۳۹۶ | 17:23 | نویسنده : نازنین |
به گزارش "ورزش سه"، از مدت ها پیش این بحث مطرح شده است که دروازه بان استقلال در بازی های لیگ قهرمانان آسیا چه کسی است که البته سکوت وینفرد شفر در این باره این معما را پیچیده تر کرد.


از یک طرف شفر مهدی رحمتی را در اختیار دارد که هم در اوج آمادگی قرار دارد و هم با ١٧ کلین شیت بهترین آمار را در تاریخ لیگ قهرمانان در بین دروازه بان های ایرانی دارد.


اما طرف دیگر سیدحسین حسینی هست، دروازه بان جوانی که اخیرا موفق شده رکورد کلین شیت در تاریخ فوتبال ایران را بزند و حتی در تمرینات ریکاوری هم در اردوی تیم ملی حضور دارد.


در این بین شفر هیچ اظهار نظری در مورد اینکه چه کسی دروازه بان تیمش است نشان نداده بود؛ اما در تمرین روز گذشته استقلال سیدحسین حسینی در درون دروازه تیم اصلی ایستاد تا مشخص شود فردا او در بازی برابر الریان در درون دروازه استقلال خواهد ایستاد.

 


اما به جز این امروز پژمان منتظری به عنوان کاپیتان استقلال با شفر  به نشست خبری می رود تا مشخص شود نیمکت نشینی رحمتی در بازی با الریان قطعی است.


البته حضور منتظری در نشست خبری قبل از بازی با الریان یک پیامد دیگر هم خواهد داشت و آن هم این است که خسرو حیدری هم در بازی با الریان جایی در ترکیب استقلال نخواهد داشت چراکه او بعد از رحمتی کاپیتان دوم استقلال است و اگر در ترکیب قرار داشت به جای منتظری او به همراه شفر به نشست می رفت.


با این شرایط حسینی در بازی با الریان جلوتر از بازیکن با تجربه ای مثل رحمتی در درون دروازه استقلال خواهد ایستاد و امیدوار است با درخشش در این بازی بتواند در بازی با الهلال هم جایگاه خود را تثبیت کند.


موضوعات مرتبط: باشگاه های اسیا ، عکس ، مشاهیر

تاريخ : دوشنبه بیست و سوم بهمن ۱۳۹۶ | 17:19 | نویسنده : نازنین |

به گزارش "ورزش سه"، رونالدو از طرف سایت گل به عنوان بهترین بازیکن فصل گذشته فوتبال اروپا برگزیده شد. او امروز این جایزه را دریافت کرد و در مصاحبه ای اختصاصی به صحبت در مورد رئال و تیم ملی پرتغال پرداخت.

 

 

رونالدو که خود را مهیای مصاف حساس برابر پی اس جی می کند گفت:« برابر تیمی با بازیکنان بسیار با کیفیت بازی داریم و احترام زیادی نیز برای شان قائل هستیم ولی ما ثابت کرده ایم که رئال یک گروه متحد و همدل است که تجربه بالایی در لیگ قهرمانان دارد. می دانیم که برای گذر از سد پی اس جی، باید کاملا متمرکز باشیم و دو بازی بسیار خوب را به نمایش بگذاریم.

هم من و هم دیگر هم تیمی هایم سخت تمرین می کنیم. گاهی اوقات اوضاع خوب پیش نمی رود مثل همین فصل ولی تجربه به من ثابت کرده است که در چنین مواقعی باید سخت تر و بیشتر تمرین کرد. این تنها راه درست کردن اوضاع است.»

 

 

 

جام جهانی:« از نظر من، پرتغال شانس قهرمانی ندارد و اسپانیا، آلمان، فرانسه، آرژانتین و برزیل، مدعیان اصلی قهرمانی هستند. در گروه ما تیم های خوبی حضور دارند. اعتقاد دارم که مراکش و ایران، رقابت در بالاترین سطح فوتبال را بلدند و کار ما برابر این تیم ها ساده نخواهد بود.»

 


موضوعات مرتبط: عکس ، مشاهیر ، جام جهانی

تاريخ : دوشنبه بیست و سوم بهمن ۱۳۹۶ | 17:8 | نویسنده : نازنین |