این وبلاگ ورزشی بود طرفدار پرسپولیس ، در زمان حاضر الویت انست که از رهبری اطاعت کنیم
رجانیوز: رضا پهلوی در مصاحبه با شبکه منوتو، اظهاراتی علیه گروهک مجاهدین خلق(منافقین) داشت. این اظهارات واکنش سخنگوی این سازمان را در پی داشت و بکدیگر را به دیکتاتوری متهم کردند.

به گزارش رجانیوز، رضا پهلوی روز گذشته در مصاحبه با شبکه منوتو، در پاسخ به سوال خبرنگار این شبکه درباره سازمان مجاهدین خلق (منافقین) گفت، من براساس اصول دموکراسی میپرسم که آیان رهبران این سازمان آمادگی دیالوگ باز و شفاف دارند؟ در همین سوال اول کلی گرفتاری برایشان پیش میآید چون اگر بخواهند به شکل باز صحبت کنند از نظر درونی سازمانشان فرو میپاشد.
وی در ادامه گفت من مشکل میتوانم باور کنم این سازمان ادعای دموکراسی و برابری کند ولی در خود آن سازمان زنان یک طرف و مردان یک طرف بنشینند و حجاب داشته باشند. من اینها را میبینم قانع نمیشوم!
این اظهارات رضا پهلوی واکنش تند ارگان منافقین را بهدنبال داشت و سخنگوی این گروه تروریستی نیز پهلوی را به دیکتاتور بودن متهم کرد. وی، رضا پهلوی را «بچه شاه دیکتاتور و دستنشانده» خوانده و اظهارات وی را لاف در غربت دربارهه دموکراسی و حقوقبشر دانست.
سخنگوی منافقین شبکه منوتو را هم «ورثه ساواک» خواند و گفت: بچه شاه پرسیده است آیا اعضا یا رهبران مجاهدین آمادگی دیالوگ با دیگر نیروهای دموکراتیک را دارند؟ جواب این است که تو را چه به دموکراسی؟ قبل از هر چیز باید دهان را از کلمه شاهزاده آب کشیده و سپس جنایتهای دیکتاتوریهای دستنشانده ارتجاعی و استعماری شاه و رضاشاه را یک به یک محکوم کنی. میلیاردها پول ربوده شده را هم باید به مردم ایران برگردانی ... .
از ابتدای اغتشاشات در ایران، گروههای مختلف اپوزیسیون هرکدام بهدنبال سهمخواهی و قدرتنمایی بودند که در این بین نزاع میان سلطنتطلب ها و چپها و منافقین از همه پررنگتر بود و در حاشیه برخی تجمعات خارج کشور شاهد زد و خورد این دو گروه بودیم و نکته قابل توجه اینجاست که هردو گروه تلاش میکنند که خود را دموکرات جلوه داده و طرف مقابل را به دیکتاتوری متهم کنند اما تاریخ مسئلهای نیست که بتوان به سادگی آن را محو کرد.
رضا پهلوی نمیتواند جنایات رخ داده در دوران پدر و پدربزرگش و ساواک را از اذهان پاک کند؛ مجاهدین خلق (منافقین) نیز نمیتوانند ترورها و بمبگذاری های دهه شصت و دیکتاتوری سازمانی که بر اعضای خودشان در عراق و آلبانی حاکم کردند را منکر شوند.
علاوه بر سلطنتطلبها و مجاهدین (منافقین)، سایر احزاب و گروههای اپوزیسیون مانند تجزیهطلبهای کومله و دموکرات نیز نمیتوانند منکر جنایات و قتلعامهایشان در کردستان ایران شوند و ردای دموکراسی بپوشند
رجانیوز: گروه هکری «عدل علی» که چندی پیش گفته بود هدف بعدیاش نازنین بنیادی است، موفق شد ایمیلهای او را هک و منتشر کند. ایمیلهای بنیادی از ۲۰۰۱ تا کنون به ۵۸ هزار عدد میرسد. البته میانگین سالانه ایمیلهای او از سال ۲۰۱۹ افزایش یافته است. او از این سال تاکنون ایمیلهای جالب توجهی را با سازمان جاسوسی آمریکا (سیا) رد و بدل کرده است.

پبه گزارش رجانیوز؛ نازنین بنیادی در ایمیلهایش با نهادهای امنیتی آمریکا که به تازگی منتشر شده برای اقدامات موثر برای مبارزه با ایران صحبت کرده است. همچنین نام افراد نامآشنایی همچون «ری تکیه» که به ایرانستیزی در دستگاه امنیتی آمریکا مشهور است نیز به چشم میخورد.
برای مثال در ۲۵ ژوئن ۲۰۲۰، «ری تکیه» در نامهای به نازنین بنیادی میگوید که از طرف سازمان سیا به دانشگاه شیکاگو دعوت شده است. «مایک هیدن» رئیس اسبق سیا نیز در این جلسه حضور داشته است. آنها از بنیادی درخواست کردند تا درباره تاثیر تحریمها در براندازی جمهوریاسلامی صحبت کند اما او ترجیح میدهد تا درباره حقوق مدنی صحبت کند.

البته آرام آرام، این بازیگر دست چندم تبدیل به نیروی مستقیم سرویسهای جاسوسی آمریکا شده است. برای مثال در اواخر سال ۲۰۲۱، او ارتباطش را با سناتورهای آمریکایی افزایش میدهد. یکی از این افراد «رابرت منندز» بوده است. این فرد نویسنده نامه افزایش تحریمها علیه ایران است که توسط پمپئو امضا و تایید شده است.
از جمله مواردی که نازنین بنیادی در پروژههای خود تمرکز زیادی بر روی آن داشته است؛ سیاهنمایی در مسئله حقوق بشر است. او همکاریهای زیادی با سازمان ضدایرانی «عفو بینالملل» داشته است و نامه نگاریهای زیادی با آنها انجام داده است. او نقش زیادی در کمپین برای آزادی محمد یونسی و امیرحسین مرادی داشته است. نکته جالب این موضوع این است که این دو به دلیل همکاری با سازمان تروریستی منافقین داشتهاند دستگیر شده بودند. این نکته فرضیه تربیت نیروهای جدید اپوزیسیون توسط منافقین را تقویت میکند.

این ایمیلها حاوی مطالب جالب و خندهدداری نیز هست. برای مثال در ۲۶ ژوئن سال گذشته ایمیلی به پدرش ارسال کرده است. او در این ایمیل، از فحاشیها و تخریبهای سلطنت طلبان ابراز ناراحتی کرده است. پدرش نیز در پاسخ به نازنین بنیادی گفته است: «من با این افراد کار کردهام و میدانم این افراد از حزباللهیها بدتر هستند؛ بهترین رفتار نادیده گرفتنشان است».

ایمیلهای بنیادین فارغ از اطلاعات درون آنها، دلیلی دیگر برای حقیقتی بود که اتفاقات پائیز ۱۴۰۱ دوباره آنرا به همگان نشان داد. اپوزیسیون و ضدانقلابها در ضدملی بودند در طول تاریخ ایران کمنظیر هستند. آنها به دلیل ناتوانی در جذب مردم، برای اهداف سیاسیشان حتی با سیستمهای جاسوسی همکاری میکنند.
از سوی دیگر انشقاق و چندپارگی بین این افراد بسیار زیاد است. به گفته بسیاری از تحلیلگران اختلافات اپوزیسیون حل ناشدنی است. دعوای آنها بر سر منابع مالی است که دولتهای غربی و سازمانهایی همچون «اف دی دی» و «ند» در اختیار آنها قرار میدهد.
از ابتدای اغتشاشات تاکنون که دیگر خبری از آن نیست؛ این چندمین رسوایی بزرگی است که در دامن ضدانقلاب قرار میگیرد. نخست صوت لو رفته از «سالومه سیدنیا» مجری شبکه منوتو بود. او در این فایل صوتی به مسیح علینژاد حمله میکند و حتی به او فحاشی میکند.
دیری نگذشت که مکالمه «رعنا رحیمپور» با مادرش در شبکههای اجتماعی جنجال بهپا کرد. در این مکالمه مجری بیبیسی، به مادر خود میگوید کشورهایی که روی اغتشاشات ایران سرمایهگذاری کردهاند به دنبال ایرانی آزاد و یکپارچه نیستند و خواهان تجزیه هستند. همچنین او میگوید شبکهای همچون اینترنشنال استقلال خبری ندارد و با پولهای سعودی اداره میشود.
بیشتربخوانید: فساد درونسازمانی اوپوزوسیون/ صوت لو رفته رعنا رحیمپور و ساناز قاضیزاده
چندی پیش نیز «ساناز قاضیزاده» دست به افشاگری زد. او که مجری شبکه اینترنشنال است از فساد درونسازمانی و تعرضهایی که به او شد پرده برداشت.
البته همه این افراد به استثنا سالومه سیدنیا که ابراز ندامت کرد، مورد غضب و خشم فرقه ضدانقلاب قرار گرفتند. بنظر میرسد با شکست پروژه اغتشاشات و افشاگریها از فساد موجود در بدنه ضدانقلاب؛ این گروه سیاسی بیش از پیش به محو شدن و مرگ خود نزدیک میشود.

در نخستین دقیقه شروع سال جدید میلادی، رضا پهلوی، حامد اسماعیلیون، علی کریمی، مصی علینژاد، نازنین بنیادی و گلشیفته فراهانی بهطور همزمان یک متن مشترک را منتشر کردند. انتشار توئیت مشترک از سوی این چهرهها نشان میدهد که اولاً کاهش سطح اقدامات افرادی چون رضا پهلوی که سلطنتطلبها به او دلبسته بودند به انتشار یک توئیت مشترک تقلیل کرده است.
تسنیم: همزمان با سالگرد حماسه ۹ دی، برخی از مردم گرگان ،بندرعباس و همدان در این مراسم حضور پیدا کردند.




گروه سیاست-رجانیوز: از آغاز اغتشاشات تا به امروز، یکی از کلیدیترین امیدهای جریان ضدانقلاب و اپوزیسیون برای براندازی در ایران، حمایت دولتهای غربی بوده است. ادعایی که البته با راستیآزمایی فارغ از سوگیریهای سیاسی قابل نقد بنظر میآید. حال پرسش این است «آیا غرب وظیفه دارد، یا اعتقاد دارد و یا مایل است که جمهوریاسلامی را براندازی کند؟»
به گزارش رجانیوز؛ پاسخ این سوال را شخص امانوئل مکرون داده است. چندی پیش در میانه آشوبها در کشور (که بینتیجه بودن آن از ابتدا مشخص و این موضوع، دولتهای غربی را دلسرد کرده بود) رهبران سیاسی غرب صحبت از «دیپلماسی» به عنوان راه حل میکردند. رئیسجمهور فرانسه با تعدادی از خارجنشینان دیدار کرد. در این دیدار شومن اپوزیسیون «مسیح علینژاد» و پدرخوانده آن، یعنی «لادن برومند» حضور داشتند.

این دیدار بازتاب زیادی در فضای رسانهای کشور داشت. آن زمان عدهای تصور میکردند آنچه که خود با تجمعات محدود خود سراسر کشور «انقلاب» مینامند، توسط دولتهای غربی مورد قبول واقع شده است.
همچنین گمان میکردند پس از دیدار مکرون با این افراد موجی از این دیدارهای رهبران اپوزیسیون با مقامات کشورهای غربی به راه خواهد افتاد. تا اینکه چندی پیش محتوای این جلسه به دست لادن برومند افشا شد. او به یکی از دوستان خود در بیبیسی اعتراف کرده بود: «آقای مکرون خیلی مشخص گفت ما نه وظیفه داریم، نه اعتقاد داریم و نه مایلیم که نظام سیاسی شما را تغییر دهیم.»
این خبر مانند پتکی بر سر براندازان خورد. آنها که گمان میکردند ایران را به وسیله این اغتشاشات در سراسر دنیا منزوی کردند با واقعیت تلخی رو به رو شدند.
در واقع براندازان بیش از آنکه یک گروه سیاسی قابل اتکا باشند، ابزاری برای امتیازگیری دولتهای غربی هستند. دولتهای غربی مدتهاست از سیاست براندازی جمهوری اسلامی گذر کردهاند. با توجه به قدرت سیستم امنیتی ایران و همچنین همراهی بدنه اصلی جامعه ایرانی با آرمانهای انقلاب اسلامی، خیلی وقت است که براندازی جمهوری اسلامی بیمعنا شده است.
خبرهایی دیگری نیز در این مدت موید این نکته هستند. بنا بر اعلام رسانهی نزدیک به شورایعالی امنیتملی و چند رسانهی خارجی دیگر، بخشی قابل توجهی از منابع مالی بلوکه شده ایران در کشورهای دیگر آزاد شده است. این اتفاق در حالی افتاده است که مذاکرات احیای برجام هنوز مجددا از سر گرفته نشده است.
همچنین وزیر امور خارجه کشورمان، چندی پیش برای نشست بغداد ۲ به کشور اردن سفر کرد (اردنی که از قضا در ایام اخیر درگیر موج اعتراضاتی هست که در بسیاری مناطق به درگیری مسلحانه انجامیده است). در حاشیه این نشست، دیداری میان حسین امیرعبداللهیان و «جوزپ بورل» مسئول سیاستخارجی اتحادیه اروپا شکل گرفت.
صحبتهای طرفین حاکی از آنست که روند جلسه مثبت بوده و طرفین نگاهی تعاملی داشتهاند. امیرعبداللهیان پس از این دیدار اعلام کرد که طرفین در حال بازگشت به واقعبینی هستند و جوزپ بورل نیز در توییتی گفت: «توافق کردیم که باید ارتباطات را باز نگه داریم و برجام را بر اساس مذاکرات وین احیا کنیم».

البته این پایان ماجرا نبود، سخنگوی اتحادیه اروپا نیز پس از این دیدار، در نشستخبری که در بروکسل برگزار شد؛ بر محورهای دیدار امیرعبداللهیان و جوزپ بورل تاکید کرد و گفت: «تماسها و گفتگو با ایران ادامه خواهد داشت؛ زیرا این ماهیت دیپلماسی است.»
از سوی دیگر ۲۸ آذر ماه اتفاق مهم دیگری نیز افتاد. ابتدا در ۲۸ آذر ماه امسال کنفرانس «گفتگوی تهران» برگزار شد. کنفرانسی که با حضور ۷۰ شخصیت از ۳۶ کشور دنیا برگزار شد. این شخصیتها از اعضای اندیشکدههای مختلف و پژوهشگران و همچنین نمایندگیهای مختلف سراسر جهان حضور داشتند. انگاره انزوای ایران و جهانی شد آنکه براندازان آنرا انقلاب مینامند بنظر میرسد بیشتر مغالطه آرزواندیشی باشد.
امروز نیز آنتونی بلینکن، وزیر امور خارجه آمریکا در نشست خبری خود به پرسش خبرنگار دربارهی سیاست اعمالی در مقابل ایران، گفت:« به تلاشهای دیپلماتیک برای توافق با ایران ادامه خواهیم داد». وی همچنین بر اینکه دیپلماسی مسیر انتخابی آمریکا در مواجهه با ایران است؛ تاکید کرد.
پس از شکست سیاست فشار حداکثری در دوران ترامپ، بنظر میرسد براندازی دیگر استراتژی مورد توجه غرب نیست. البته غرب قطعا از آشوب و ناامنی در ایران حمایت خواهد کرد. دلیلش اما چشماندازی برای براندازی نیست؛ بلکه آشوبهای اینچنینی برای فشار دیپلماتیک غرب کاربرد دارند.
غرب به اصطلاح «انقلاب ۱۴۰۱» را مفلوکتر از آن میدانند که تخممرغهای خود را در سبدش بچیند. همچنین ایران نیز در این ایام دست به کنش احساسی در صحنه دیپلماسی نزده است و طرفین آماده از سرگیری گفتگوها هستند. بنظر میرسد براندازان با شکست پروژهی اخیر خود یک گام دیگر از صحنهی سیاست کشور عقب رانده شدند و به ورطه «افسردگی سیاسی» نزدیکتر شدهاند.
انتهای پیام/
ایسنا: حضرت آیتالله خامنهای در پیامی درگذشت مرد ایمان و عمل مرحوم دکتر عباس شیبانی رحمةالله علیه را تسلیت گفتند.

متن پیام رهبر انقلاب به این شرح است:
بسم الله الرّحمن الرّحیم
درگذشت مرد ایمان و عمل مرحوم دکتر عباس شیبانی رحمةالله علیه را به بازماندگان و دوستان و همکارانش تسلیت عرض میکنم. وی مؤمنی صادق و مجاهدی خستگیناپذیر بود و در همهی دورانها، چه دوران مبارزه با طاغوت و چه دوران انقلاب و نظام جمهوری اسلامی، در صراط مستقیم، ثبات قدم نشان داد. رحمت و مغفرت الهی شامل حال او باد.
سیّدعلی خامنهای

روزنامه جوان نوشت: پلیس از دستگیری یکی از فوتبالیستهای پرحاشیه در یک پارتی شبانه با حالت مستی خبر داد، فوتبالیستی که در ایام اعتراضات گاهی با ساعدبند سیاه به زمین میآمد و شادی نمیکرد که نشان دهد عزادار کشته شدگان است!

این هواپرستی برخی شهرهها (سلبریتیها) البته مسبوق به سابقه است، یعنی بیشترشان هیچ کاری که ذرهای خسارت مالی را متقبل بشوند برای آشوب نکردند. قرارداد میلیاردی برای سرمربیگری تیمهای فوتبال دولتی سرخابی میبندند و از دولت سیچهل میلیارد تومان پول میگیرند، اما برای فوتبالیستهایی که به دیدار رئیس دولت میروند، خط و نشان میکشند! و اگر کسی به آنان گفت شما برای نشان دادن شرف و جوانمردی، از آن عنوان چند ده میلیاردی استعفا بده، تا نشان دهی نه با جان که دستکم با مال در خدمت آشوب هستی، خودشان را به نشنیدن میزنند.
برخی کارگردانان و سینماگرانی که کاری به آنها پیشنهاد نشده بیانیه میدهند که تا اطلاعثانوی دست از کار میکشند و هیچ فعالیت هنری نخواهند کرد!
و برخی دیگر پولها را از مراکز دولتی میگیرند و بعد از خروج از کشور، به جوانان و ارتش دستور میدهند که بریزید توی خیابانها!
هرگز دیده نشد که غیر از روغن ریخته، چیزی را نذر امامزاده کنند. حالا بازیکن فوتبال حتی حاضر نیست حفظ ظاهر کند و این شبهای عزاداری را لااقل از حضور با حالت مستی در جمع بپرهیزد.
بارها گفته شده که بیشتر این جماعت شهره هیچ نسبتی با جامعه اصیل ورزشکاران ما ندارند و فقط گمان میکنند تظاهر به همراهی با آشوب برای آنان سودمندتر است و اگر بدانند اشتباه محاسباتی داشتهاند و این ظاهرسازی در پایان چه بهلحاظ مالی و چه بهلحاظ جایگاه اجتماعی به ضرر آنان خواهد بود، رنگ خود را عوض میکنند. جماعت روزها عزادار و شبها «هوا» دار میتوانند رنگعوضکردن خود را از فاصله روز و شب حتی به ساعت و دقیقه هم برسانند! بهشرطی که صرف کند!